(به خاطر خاطره بزرگ ۹ دي و خوني که از نو در رگهاي ایران سرازير شد.)
هنوز ماتم زنهاي خون جگر شده را
هنوز داغ پدرهاي بي پسر شده را
کسي نبرده ز خاطر کسي نخواهد برد
ز ياد، خاطره باغ شعله ور شده را
کسي نبرده ز خاطر، نه صبح رفتن را
نه عصرهاي به دلواپسي به سر شده را
نه آهِ مانده بر آيينه هاي کهنه شهر
نه داغ هاي هر آيينه تازه تر شده را
جنازه ها که مي آمد هنوز يادم هست
جنازه هاي جوان، کوچه هاي تر شده را...
نه، اين درخت پر از زخم خم نخواهد شد
خبر بريد دو سه شاخه تبر شده را !
نیتم این است که این وبلاگ را اقلا هرماه یکبار به روز کنم.فاصله ای که میان پست قبلی و این پست افتاد به دلیل کم شدن دسترسی ام به اینترنت بود.(خوابگاه جديدمان وايرلس ندارد)
در این مدت دو جلسه نقد برای "بیخوابی عمیق" برگزار شد.یکی در خانه شاعران (به عنوان یکی از هفت تا کتاب برگزیده جایزه کتاب سال قیصر ) با حضور محمد سعید میرزایی و یکی هم در کانون اندیشه جوان با حضور دکتر ابراهیم فیاض اسماعیل امینی و علی محمد مودب.
پایان نامه کذایی را هم دفاع کردم. به نظرم کار بدی از آب در نیامده. پیگیر چاپ کردنش هستم.دوره دکتری فلسفه را هم در تربیت مدرس شروع کرده ام .این هم چند کلمه حسب حال برای دوستانی که میگویند شعر خالی وبلاگ را خشک میکند. با این که دو سال از درست کردن اين آلونک ميگذرد هنوز آداب وبلاگداري را بلد نشده ام.يکي مثلا اين که جواب کامنتها را کمتر ميدهم .علتش بي ادبي نيست بي آدابي است و نيز دسترسي کمم به اينترنت ونيز کندي آزار دهنده سرعتم در تايپ(الان نيم ساعت است دارم اين چند خط را تايپ ميکنم!)

